مقاله مروری


هوش مصنوعی مدیریت و ساختار سازمان‌ها را دگرگون کرده است؛ با این حال، شواهد نشان می‌دهد که شکست بسیاری از پروژه‌های تحول دیجیتال نه از نقص فناوری، بلکه از ضعف فرهنگی، کمبود مهارت و مقاومت کارکنان نشأت می‌گیرد. مقاله حاضر با بازنگری در نقش مدیریت منابع انسانی، چارچوبی یکپارچه برای توسعه سرمایه انسانی، یادگیری سازمانی، سلامت کارکنان و حکمرانی داده در عصر هوش مصنوعی ارائه می‌کند و این چارچوب را به‌طور خاص در بستر نظام سلامت — بیمارستان‌ها، دانشگاه‌های علوم پزشکی و سازمان‌های ارائه‌دهنده خدمات بهداشتی — تبیین می‌نماید.
در این پژوهش مفهومی، با تکیه بر نظریه سرمایه انسانی، رویکرد منبع‌محور، قابلیت‌های پویا و ادبیات حکمرانی داده، نقش مدیریت منابع انسانی از یک واحد پشتیبان به پیونددهنده راهبردی میان فناوری، انسان و داده ارتقا یافته است. استدلال اصلی آن است که موفقیت هوش مصنوعی در محیط‌های بالینی و مدیریتی نظام سلامت، بیش از آنکه به الگوریتم‌ها وابسته باشد، به شایستگی‌های انسانی کادر درمان، فرهنگ یادگیری سازمانی و اعتماد نهادی به داده‌های سلامت گره خورده است.
یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که هم‌افزایی انسان و الگوریتم — نه جایگزینی انسان توسط ماشین — مبنای خلق ارزش پایدار در سازمان‌های سلامت است؛ پزشکان، پرستاران و مدیران به‌همراه هوش مصنوعی، تصمیم‌گیری بالینی دقیق‌تر، تخصیص بهینه منابع و ارتقای ایمنی بیمار را ممکن می‌سازند. همچنین حکمرانی مؤثر داده سلامت، شفافیت و عدالت سازمانی را تقویت کرده و مبنای اعتماد کارکنان و بیماران به سیستم‌های هوشمند را فراهم می‌آورد.
نوآوری این مقاله، یکپارچه‌سازی چهار محور سرمایه انسانی، یادگیری سازمانی، سلامت کارکنان و حکمرانی داده در یک مدل مفهومی واحد و ترجمه آن برای اقتضائات خاص نظام سلامت است. پیشنهادهای کاربردی برای مدیران منابع انسانی و مدیران ارشد سازمان‌های سلامت و مسیرهای پژوهش آینده نیز ارائه شده است.

اصیل/تحقیقاتی


نقش مصرف رسانه¬ای بر وفاداری برند و قصد خرید محصولات ورزشی باشگاه¬های فوتبال مردان غرب استان تهران

Hossein Ali Asgari Moslehabadi, Ali Reza Zand, Reza Imanzadeh

مجله سلامت و ورزش: رویکردهای نوین (سورن), دوره 6 شماره 2 (1404), 15 شهریور 2025,
https://doi.org/10.22037/soren.v6i1.51151

مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش مصرف رسانه­ای بر وفاداری برند و قصد خرید محصولات ورزشی باشگاه­های فوتبال مردان غرب استان تهران بود.

روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی، بر اساس زمان حال­نگر، از نظر هدف کاربردی و به لحاظ جمع­آوری اطلاعات میدانی بود. جامعة آماري پژوهش شامل همه مردانی هستند که در سال 1404 در باشگاه­های فوتبال غرب استان تهران (ملارد، شهریار، قدس، رباط کریم و بهارستان) فعالیت داشتند که تعداد کل آن­ها بنا بر آمار اعلام شده از سوی هیئت فوتبال غرب استان تهران حدوداً 50000 نفر بودند. نمونه آماری طبق جدول مورگان تعداد 381 نفر از بین جامعه آماری بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. از پرسشنامه­های مصرف رسانه­ای محمودیان و همکاران (1394)، وفاداری به برند ون‌دربریک و همکاران (2006) و قصد خرید محصولات ورزشی شیرخدایی و همکاران (1393) برای اندازه­گیری متغیرهای تحقیق استفاده شد.

یافته­ها: مصرف رسانه­ای بر وفاداری برند و قصد خرید محصولات ورزشی باشگاه­های فوتبال مردان غرب استان تهران نقش داشت.

نتیجه­گیری: بنابراین با کمک مصرف رسانه­ای می­توان منجر به افزایش وفاداری برند و قصد خرید محصولات ورزشی باشگاه­های فوتبال مردان غرب استان تهران شد. لذا پیشنهاد می­شود که مدیران باشگاه­های فوتبال به وضعیت وفاداری به برند و قصد خرید محصولات ورزشی در ورزشکاران فوتبال توجه بیشتری نمایند تا از طریق مصرف رسانه­ای به وفاداری به برند و قصد خرید محصولات ورزشی کمک نمایند.

ارائه مدل حکمرانی نظارتی کارکنان وزارت ورزش و جوانان جمهوری اسلامی ایران

Hosein Safari nosrani, Mehdi Kohandel, Mahvash Noorbakhsh, Parivash Noorbakhsh

مجله سلامت و ورزش: رویکردهای نوین (سورن), دوره 6 شماره 2 (1404), 15 شهریور 2025,
https://doi.org/10.22037/soren.v6i1.50726

مقدمه: در سازمان­های امروزي، کیفیت حکمرانی در سطح هر سازمان، درسیاست کشور به یکی از مهم­ترین عوامل نقش آفرین در موفقیت، رشد و توسعه تبدیل شده است. با در نظر گرفتن این اصل مهم، هدف از این پژوهش ارائه مدل حکمرانی نظارتی کارکنان وزارت ورزش و جوانان جمهوری اسلامی ایران است.

روش کار: روش پژوهش حاضر از نوع پژوهش­های ترکیبی (کیفی و کمی)، براساس زمان حال نگر، از نظر هدف کاربردی و به لحاظ جمع­آوری اطلاعات میدانی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل کارکنان وزارت ورزش و جوانان و اعضای هیات علمی مدیریت ورزشی که به امر حکمرانی نظارتی اشراف کامل داشته باشند، تشکیل دادند و در بخش کمی شامل کلیه کارکنان شاغل در ادارات ورزش و جوانان ایران بنا بر آمار اعلام شده از سوی امور اداری 830 نفر (569 مرد و 321 زن) بودند. نمونه آماری در بخش کیفی به صورت هدفمند و در بخش کمی طبق جدول مورگان تعداد 263 نفر از بين جامعه آماري بودند که به صورت تصادفی از نوع ساده انتخاب شدند. نمونه­گیری زن و مرد به روش تصادفی از نوع طبقه­ای نسبتی انتخاب شدند که تعداد 161 نفر مرد و 102 نفر زن مشخص گردید.  

یافته­ها: مولفه­های استقلال سازمانی، فرهنگ نظارتی، شفافیت نظارتی و سیاست­گذاری مالی یکپارچه نقش تبیین­کننده در شکل­گیری حکمرانی نظارتی مدیران ارشد وزارت ورزش و جوانان دارند.